{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر

به خودم گفتم، راحت باش، یک دلِ سیر
گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن،
دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ
ماتم زده‌ات تکانی بده و صفحه جدیدی
را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه
بیفت و همه چیز را از نوع شروع کن.

-آنا گاوالد
دیدگاه ها (۲)

کسی چه می‌داند ‏شاید در روزی دور و نامعلوم ‏دوباره دیدار کنی...

کسی چه می‌داند ‏شاید در روزی دور و نامعلوم ‏دوباره دیدار کنی...

شب تولدم پارت 7ویو جونگ کوک چشامو باز کردم اشک تو چشام جمع ش...

My little princess Part...5بعد از اینکه همه خوابیدن رفتم پیش...

starry night 🌃part 29با هم وارد قسمتی از باغ شدیم و روی تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط