روی نسخهی بعضی داروها
روی نسخهی بعضی داروها
مینویسند
هر هشت ساعت یڪبار
بعضی را باید صبح خورد،
بعضی را شب،
و بعضی را تا آخرِ دوره
نباید حتی یڪ نوبت فراموش ڪرد.
اما ڪاش برای بعضی آدمها هم
روش مصرفی وجود داشت.
آدمهایی هستند
ڪه دیدنشان
نباید به شانس و اتفاق سپرده شود؛
باید سهمی از هر روزت باشند.
صبح،
یڪ سلامشان
حالِ روز را عوض میڪند؛
ظهر،
یڪ «خوبی...؟»
خستگی را از شانههایت برمیدارد؛
و شب،
فقط شنیدنِ یڪ «جانم»
ڪافیست تا بفهمی
هنوز جایی در این دنیا
ڪسی هست
ڪه صدایش
به دل تو میرسد.
بعضی آدمها
حرف نمیزنند،
آرامت میڪنند.
لبخندشان
دست روی خستگیات میڪشد
صدایشان
اتاقِ تاریڪِ دلت را روشن میڪند،
و بودنشان
آنقدر بیسروصدا
آدم را به زندگی برمیگرداند
ڪه تازه وقتی فاصله میافتد
میفهمی چه چیزی
هر روز تو را سرِ پا نگه میداشته.
و تلختر از رفتن،
این است ڪه هنوز
گاهی دلت میخواهد
همان یڪ سلام را بشنوی،
همان «خوبی...؟» را،
همان ڪلمهی سادهای را
ڪه زمانی
تمام خستگیِ دنیا را
از تنت بیرون میڪرد.
ڪاش برای چنین آدمهایی
روی نسخه مینوشتند:
صبح، ظهر، شب؛
هر وقت دل گرفت،
یڪ دیدار،
یڪ صدا،
یڪ لبخند.
و پایینش
با حروف درشت هشدار میدادند:
نبودنِ این آدم
ممڪن است
دردی باشد
ڪه هیچ دارویی
برای آن ساخته نشده است.
۱۴۰۵/۶/۲۴
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「#عطر_خاطره 」
مینویسند
هر هشت ساعت یڪبار
بعضی را باید صبح خورد،
بعضی را شب،
و بعضی را تا آخرِ دوره
نباید حتی یڪ نوبت فراموش ڪرد.
اما ڪاش برای بعضی آدمها هم
روش مصرفی وجود داشت.
آدمهایی هستند
ڪه دیدنشان
نباید به شانس و اتفاق سپرده شود؛
باید سهمی از هر روزت باشند.
صبح،
یڪ سلامشان
حالِ روز را عوض میڪند؛
ظهر،
یڪ «خوبی...؟»
خستگی را از شانههایت برمیدارد؛
و شب،
فقط شنیدنِ یڪ «جانم»
ڪافیست تا بفهمی
هنوز جایی در این دنیا
ڪسی هست
ڪه صدایش
به دل تو میرسد.
بعضی آدمها
حرف نمیزنند،
آرامت میڪنند.
لبخندشان
دست روی خستگیات میڪشد
صدایشان
اتاقِ تاریڪِ دلت را روشن میڪند،
و بودنشان
آنقدر بیسروصدا
آدم را به زندگی برمیگرداند
ڪه تازه وقتی فاصله میافتد
میفهمی چه چیزی
هر روز تو را سرِ پا نگه میداشته.
و تلختر از رفتن،
این است ڪه هنوز
گاهی دلت میخواهد
همان یڪ سلام را بشنوی،
همان «خوبی...؟» را،
همان ڪلمهی سادهای را
ڪه زمانی
تمام خستگیِ دنیا را
از تنت بیرون میڪرد.
ڪاش برای چنین آدمهایی
روی نسخه مینوشتند:
صبح، ظهر، شب؛
هر وقت دل گرفت،
یڪ دیدار،
یڪ صدا،
یڪ لبخند.
و پایینش
با حروف درشت هشدار میدادند:
نبودنِ این آدم
ممڪن است
دردی باشد
ڪه هیچ دارویی
برای آن ساخته نشده است.
۱۴۰۵/۶/۲۴
❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎
#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگتریندلیلبراۍِدوستْداشتَنۍ
🍂🧡「#عطر_خاطره 」
- ۱۴.۶k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط