{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یلدا میرسد تا با نفسهای زمستانی و سردش آدمها را برا

یلدا می‌رسد تا با نفس‌های‎ ‎زمستانی و سردش، آدم‌ها را برایِ گرم شدن، به هم نزدیک کند،

که کینه‌ها را ‏بشوید و دل‌ها را صاف‌تر از همیشه کند‎؛

و چه می‌چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ، در شبی سرد و برفی،

وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات ‏کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان، عشق می‌کنی‎ …

وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه؛ یک عمر خاطره‌ی خوب برایِ روز‌های دلگیری ات پس انداز می‌کنی

و ‏هرکجا که تنها و بی پناه شدی، یادت می‌افتد؛

تو کسانی را داری که به اندازه‌ی تمامِ دانه هایِ برف، برایت ‏آرزوهایِ خوب دارند،

و دلگرم می‌شوی به حمایتِ آن‌هایی که دورند و از هرچه نزدیک است، به تو ‏نزدیک تر‎ …
دیدگاه ها (۱)

دو قدم مانده به رقصیدن برفیک نفس مانده به سرما و به یخچشم در...

fallible love(عشق خطاپذیر)

سناریو توکیو ریونجرزموضوع : اگه عاشقت باشن و بهت اعتراف نکرد...

فن فیک مایکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط