{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my dady

my dady
.....................................................................

پارت ۳

ویو ا.ت
دستی روی رون پام احساس کردم برگشتم دیدم جونگ کوکه بهش گفتم
+:چیکار میکنی؟(عصبی)
اون بدون توجه به حرفم دستشو بالا و بالاتر می‌برد معلمم حواسش به ما نبود ولی این گوریل چی فک کرده پیش خودش حیحیحیحی(خنده های شیطانی😈) منم دستشو محکم گاز گرفتم که رونمو نیشگون گرفت منم موهاشو کشیدم داشتیم همو کتک میزدیم که معلم بالاخره دید اومد مارو از هم جدا کرد و یک ساعت داشت توضیح می داد که نباید باهم دعوا کنیم و اینجور چیزا

ویو جونگ کوک
سر کلاس بچه ها داشتن باهم حرف میزدن یه لحظه به ا.ت نگا کردم چشمم رفت سمت رون پاش دستمو گذاشتم روی رون پاش که با چشمای از حدقه زده بیرون ا.ت مواجه شدم(یه غورباقه تصور کنید🤣)با عصبانیت گفت دارم چی کار میکنم(کوره نمیبینه)منم هیچی نگفتمو دستمو بالا و بالاتر بردم که ا.ت محکم دستمو گاز گرفت منم رونشو نیشگون گرفتم و اونم موهامو کشید داشتیم باهم دعوا میکردیم که معلم مارو دید و اومد مارو جدا کرد و یه عالمه زر زد و رفت بیرون از کلاس چون زنگ تفریح شده بود بلند شدمو نیشخنی به ا.ت زدم اونم انگشت فاکشو نشون داد بهش گفتم
_: همینو روزی میکنم تو کو.نت البته برا خودمو
+: اگه همچین روزی برسه(با اعتماد به سقف😌)
یه بشکن نسار چیزم کرد که رفتم عقب گفت
+: ترسیدی کوچولو
رفتم پیشش و تو گوشش و گفتم
_: دارم برات خانم ا.ت ( رفت)
ا.ت هم به کیفش نگرفت
رفتم بیرون از کلاس تا اطلاعاتی در مورد ا.ت به دست بیارم پس زنگ زدم به جیهوپ(علامت جیهوپ:€)
€:بهههه سلام داداش چطوری بعد این مدت چیشده زنگ زدی؟
_:چی میگی همین دیروز بهت زنگ زدم حالا اینارو ول کن یکی هست میخوام اطلاعاتشو پیدا کن بهم بگو
€:حتما امر دیگه ای ندارید قربان؟
_:نه خدافظ زود بهم زنگ بزن(قط میکنه)
€:الو الوووو پسریه بی ادب گوشیو رو بزرگترش قط میکنه(بزرگ تر از خودش🙄)

ویو ا.ت
وقتی صدای زنگ تفریح اومد پاشد و یه نیشخند بهم زد منم انگشت فاکمو بهش نشون دادم که گفت همونو روزی میکنم تو کو.نت البته برا خودمو منم با اعتماد به سقف گفتم اگه همچین روزی برسه و دستمو نزدیک چیزش کردم و یه بشکن زدم که رفت عقب بهش گفتم ترسیدی کوچولو اونم اومد تو گوشم گفت دارم برات خانم ا.ت منم به چپم نگرفتم و اونم رفت داشتم وسایلمو میزاشتم تو کیفم که یه دختره اومد جلوم وایساد و گفت(علامت دختره: ♡)
♡: سلاااااام خوبی منم خوبم(حرفای من😂) میای باهم دوس شیم؟ (لبخند)
+: سلام خوبم آره حتما اتفاقا داشتم می پوسیدم اینجا هیچ دوستی ندارم اسمت چیه؟
♡: اسمم لوناعه، میای بریم زنگ تفریح؟
+: آره بریم
باهم رفتیم حیاط داشتیم هم قدم میزدیم هم حرف میزدیم دختر خیلی خوبی بود شیطون و خوشگل بود من روبروش وایساده بودم و داشتم عقبکی راه میرفتم که خوردم به یه چیزی برگشتم دیدم یه پسرس خیلی خوشگل و کراش بود(سیسیمون مدام درحال کراش زدنه🤝) بهش گفتم
+: ببخشید ندیدم(چون کوری😌)(علامت شوگا: ~)
~: اشکالی نداره(لبخند)
لبخند زدمو داشتم از کنارش رد میشدم که گفت
~: اسمت چیه؟
+: ا.ت...کیم ا.ت اسم تو چیه؟
~: اسم من مین یونگیه ولی بهم میگن شوگا
+: پس منم بهت میگم شوگا
~: پس منم بهت میگم جوجه(خندید)
که یهو جونگ کوک نمیدونم از کدوم قبرستونی از راه رسید و یقه ی شوگا رو گرفت و داد زد
_: فقط من میتونم بهش بگم جوجه تو باید اسمشو بگی(داد)
~: آروم باش نخوردمش که(نیشخند و ریلکس)
رفتم نزدیک گوشش و گفتم
_: دیگه بهش نزدیک نشو وگرنه بد میبینی(آروم)
~: هیچ غلطی نمیتونی بکنی(نیشخند)
دیگه ادامه ندادمو رفتم دست ا.ت رو گرفتمو بردمش داخل و بهش گفتم
_: دیگه باهاش حرف نزن فهمیدی
+: به توچه من دوس دارم باهاش حرف بزنم
دیگه به آخرای راه رو رسیده بودیم که منو هل داد طرف دیوار و هی میومد جلو و منم میرفتم عقب که خوردم به دیوار با یکی از دستاش دوتا دستمو گرفت و برد بالا سرم نگه داشت با اون یکی دستشم گردنمو گرفت و لباشو کوبوند رو لبام و وحشیانه مک میزد منم محکم لبشو گاز گرفتم که ازم جدا شد و گفت
_:گاز میگیری آره
+:آره
با زانوم زدم به اونجاش و فرار کردم کههههه
دیدگاه ها (۲)

اگه این کلیپ ۱۰ تا لایک و ۱۰ تا کامنت بخوره هر سوالی که داش...

رمان رو دوست دارید؟پارت بعدی رو بزارم؟؟

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم +وقتی اونا دور شدن منم ر...

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط