{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را از جایی آغاز کردم که خودت بی‌خبری..

تو را از جایی آغاز کردم که خودت بی‌خبری..
تو را همان اولین باری که دیدمت، تو را بین همان چند کلمه‌ای که میانمان رد و بدل شد، همان حرف‌هایی که نه عاشقانه بودند نه احساسی، آغازت کردم.
تو را بدون آنکه خودت بدانی ادامه‌ات دادم...
صبح‌ها تو در خانه‌ات، من در خانه‌ام اما چشم در چشم تو بیدار شدم...
شب‌هایی که اصلاً نمیدانم کجا بودی
و تو اصلاً نمیخواستی بدانی من کجا بودم، تو را بوسیدمت...
تو را ادامه‌ات دادم، از آن باری که اتفاقی دیدمت تو را در دفتر شعرم ادامه‌ات دادم...
و بدون آنکه بدانی‌ تو را تمامت کرده‌ام...
تو را میان بی تفاوتی‌ها و بی توجهی‌هایت تمامت کرده‌ام...
تو هرگز نخواهی فهمید که در دنیای یک نفر آمده بودی، زندگی کرده بودی، بوسیده شده بودی و برایش تمام شدی...
دیدگاه ها (۰)

#باران

#باران 🦋

#باران 🦋

فیک مافیایی جونگ کوک

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

پارت3:«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻» که با صدای سوهو خفه خون گرفت. ویو سوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط