{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک دلش را زد به دریا و سوجین را بغل کرد سوجین بدون غر ...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟴

جونگکوک دلش را زد به دریا و سوجین را بغل کرد، سوجین بدون غر زدن و اصرار کردن برای بیرون آمدن از بغل جونگکوک ، سرش را روی شونه جونگکوک گذاشت و آروم اشک ریخت .
جک که از این تصویر روبرو خشمگین شده بود با عصبانیت به قاضی چشم دوخت
_ آقای قاضی ببینید ، اون آقا با چه اجازه ای همسر بنده رو بغل می کنه؟
جونگکوک بی خیال تموم حرف ها بود و مهم فقط سوجینِ توی بغلش بود
_ آقای کیم جک ، شما می تونید یه خانم دیگه رو لخت بغل کنید و لذت ببرید اما همسر شما نمی تونن توی بغل شخصی گریه کنه؟
جک که بسیار از حرف قاضی عصبانی شده بود از روی صندلی پاشد
_ آقای قاضی من زنم رو طلاق نمی‌دم ، تمام
و از دادگاه خارج شد
سوجین آروم از بغل جونگکوک بیرون آمد
_ حالت خوبه؟
سوجین سری تکون داد
_ به لطف تو بهترم ( منظورش برای بغل کردنش بود، عرررررررررر)
این یک جرقه بود ، جرقه ای که رابطه جونگکوک و سوجین را بهتر میکرد...
.
.
چند روز از روز دادگاه گذشته بود و رأی دادگاه بر نفع شاکی صادر شد
بله ، شاکی سوجین بود ، و این یک راه بود برای جونگکوک . دیگر جکی وجود ندارد که جلوی رابطه جونگکوک و سوجین را بگیرد .
جونگکوک روی تخت نشسته بود و توی فکر فرو رفته بود
با خود می‌گفت -یعنی نقشه هامو عملی کنم؟ ولی نه اون بچه خیلی داره عذاب می‌کشه ، واقعا فکر کردن به اینکه همسرت رو توی خونه با یکی دیگه ببینی عذاب آوره چه برسه به اینکه به چشم ببینی . حالا باید چطوری سوجین رو با خودم نرم کنم؟
سوجین از آن روز دادگاه خواب و خوراک نداشت ، با کسی حرف نمی‌زد و زیاد از اتاقش بیرون نمی آمد
حال جونگکوک فقط نگران سوجین بود ، اما سوفیا را کجای دلش می‌گذاشت ؟ سوجین که فکر می کند جونگکوک متاهل است و حتما به او رو نمی‌دهد ، گفت -گند زدی پسر
صدای در یک اتاق آمد ، جونگکوک با فکر اینکه سوجین باشد سریع از جایش بلند شد
سوهو دنبال کارهای طلاق سوجین بود و خانه نبود ، سوفیا هم به بیرون رفته بود تا از کره دیدن کند
سوجین در راهرو درحال راه رفتن بود ، جونگکوک چشمش به او افتاد
یک مرده متحرک شده بود
رنگ از صورتش پریده بود و کمی لاغر شده بود

ـــــــــــ~~~~~~~ــــــــــــــ

بچه ها رفتم براتون از مامانم پرسیدم ( مامانم وکیله ) البته با سانسوراااا

بعد گفت به قانون ایران اگه باشه ، اگر مرده بگه که اون زن عقدی و با صیغه ایم هست ، چون مرد می تونن چهار زن عقدی و بی شمار صیغه ای داشته باشه ، شکایت رد میشه
هرچقدر هم زنه تو این دادگاه ها بدو عه آخر سرش هم باید بگه مهرم حلال جونم آزاد
یعنی مهریه اش رو ببخشه
ولی قانون کره جنوبی رو دیگه نمی دونم ، ولی بعدا میرم تو چت جی پی تی سوال می کنم😂😂
رفتم پرسیدم😂
قبل از ۲۰۲۵ اگه همچین چیزی بود قانون داشتن به زندان بره
ولی قانون برداشته شده و همسر اصلی مرد می‌تونه درخواست طلاق بده
دادگاه معمولا مبلغی خسارت روحی و لطمه به زندگی زناشویی تعیین می کنند
همچنین می تواند با زن دیگری که با مرد رابطه داشته اگر آگاه بوده که او متأهل است شکایت کند
و خب اگر بچه داشته باشند و وضعیت زندگی و اینا هم مهم هست که دیگه اونا قانون های خودشون رو دارن

شاید براتون مهم نباشه این که قانون اصلی چیه ، چون تو داستان قانون اصلی نوشته نشده ، اما من خودم خیلی دوست داشتم درمورد اینا بدونم
دیدگاه ها (۱۳)

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟳 روز دادگاه بود ؛ روزی که زندگی سو...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟲 جونگکوک وارد خانه شد ، سوجین در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط