{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'ما باهم داستان های فراوانی ساختیم؛

'ما باهم داستان های فراوانی ساختیم؛
ما بی نهایت باهم سخن گفتیم،✨
بسیارها خندیدیم،☕
در جنگل ها دویدیم،🌱
هزاران بار به مهمانی ها رفتیم،🕰
لب دریاها بهم دیگر چشم دوختیم،🌊
در شب های بسیاری رقصیدیم،🌑
میلیون ها بار بهم ابراز علاقه کردیم،🍁
بی صبرانه همدیگر را بغل کردیم،🕯
همدیگر را بارها تماشا کردیم،🍃
به سینماها و تئاترها رفتیم،🎬
و بی نهایت باهم دیگر «زندگی» کردیم!:)🛐
اما حیف که این داستان ها فقط در ذهنِ من است!💔
حیف که «او» هیچ نمیداند چه زندگی هایی با من کرده است..
حیف که نمیداند لحظه به لحظه زندگی در کنارم است..
و «او» بی آنکه بداند؛
قلبم را متعلق به خودش کرد،
و در آخر «او» همان آدمی ست که ندانسته؛
تمامِ وجودم را متعلق به خودش کرد!:)🛐🍃✨🎬

-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🍷
        ★            ★            ★            ★
دیدگاه ها (۱)

'چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی؛ به غمت قسم که این غ...

'زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعربا آمدنِ واژه ی برگرد؛بِگِ...

'آره «او» ی عزیزم..آره،من دوسِت دارم!:)🌱🛐✨🎬-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>...

'مرا تا جان بود جانان تو باشیز جان خوش تر چه باشد؟ آن تو باش...

My uncle (part 52)

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

{ blue side } part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط