{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از این رختخواب سرد

از این رختخواب سرد
شب‌های سراسر اندوه
لباس‌ها و
خیابانهای بی‌خاطره
از این تن درد الوده
فراری می‌دهم
آخر جانم را


#امیرعلی_قربانی
#یهویی



پ.ن


قدم می‌داند
قدم می‌فهمد
جایی که کسی منتظر نیست تو را
دل نمی‌دهد به راه
...
می‌روم
و انتظار نمی‌کشد کسی
این خستگی را
چه سنگین می‌رود این گام
چه سنگین می‌رود این گام
چه سنگین می‌روم این بار
چه سنگین می‌روم




#امیرعلی_قربانی
#شبتون_بدور_از_دلتنگی

یه جورایی حس میکنم روزهای اخر فعالیتم در ویسگون و دارم سپری میکنم
دیدگاه ها (۱۹۷)

به غم‌انگیزی ان دم که فهمیدیمفراموش کردنمانشجاعتی نمیخواست#ا...

دلخوش به فسون و افسانه نباش ای دلخواب سیلی خوردن در بیداری م...

و من در پای سپیدار بلندسر به آسمانبه آرزوهای دورم خیره شده‌ا...

خنده چشمان تو اول صبحبه غلامی میبردهر امیری را#امیرعلی_قربان...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط