Friend and enemy/part16
Part16/friend and enemy
ویو تهیونگ< صبح >
با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم
وایسا من تو اتاقم چیکار میکنم
دیشب چقدر به اون دوستای احمقم گفتم نمیخورم بسمه گوش نکردن
با ساعت نگاه کردم ساعت ۱۰ بود پس قهوم کو
نکنه خانم خواب موند
خواستم از رو تخت بلند شم که در اتاق باز شد
جیکسا اومد تو
+وای ارباب بیدارتون کردم
_نه.....آه سرم یه قرص برام بیار
+چشم
_وایسا اون قهوه رو بده من برو
+چشم
_آها....راستی دیشب چی شد
+هیچی مثل یه بچه ای که نیاز به مادر داره غر میزدین
_چییی؟
+تازه مجبورم کردین کل شب بغلتون کنم تا بخوابین
_چقدر تو پرو ای تو روم داری میگی اینارو
+خوب خودتون پرسیدین
_بجنب
+چیو بجنب
_عذرخواهی کن
+وا من چرا
_پس من باید عذرخواهی کنم
+آره
_اون وقت چرا؟
+چون مجبورم کردی بغلت کنم
_چه گوها تو بغلم کردی تو باید عذرخواهی کنی
+من این کارو باهات کردم ...دستم بشکنه (بغض فیک.ادای تهیونگ رو در میاره)
_الان این یعنی چی
+خودت دیشب برگشتی بهم گفتی
_هااااا
+خوب ارباب بخوابید براتون قرصتون رو بیارم
_هعی وایسا.....با تو ام
جیکسا رفت
تهیونگ کلافه دستش رو لای موهاش برد خیلی عصبی بود که جلوی اون دختر آبروش رفت
تو خیالات خودش بود که گوشیش زنگ خورد
_شیبال یعنی کدوم خریه
_بابا؟
_الو سلام جانم
آ.ک سلام پسرم خوبی
_مرسی جانم؟
آ.ک امشب یه مهمونی دارم توی عمارت میخوام تو هم بیای
_حتما پدر جان
آ.ک آها راستی جیکسا رو هم بیار
_چرا
آ.ک چون مامانش خیلی بی تابی میکنه میخواد دخترش رو ببینه
_هوفففف باشه
آ.ک پس میبینمت پسرم خداحافظ
_خداحافظ
_جیکسا.....جیکسااااااا جیکسااااااااا(داد)
+بله ارباب(داد)
_بیا اینجا تو اتاقم(داد)
+بله کاری داشتین
_آره امشب میخوام ببرمت پیش ننه بابات آماده شو ساعت پنج میریم
+ج...ج...جدی خیلی ممنونم
_حالا برو میخوام بخوابم
+چشم
ویو جیکسا
خیلی خوشحال بودم که براب چند ساعت از این عمارت مرموز خلاص میشم
وایساااااا
کبودی ها رو چیکار کنم خداااا
کیم تهیونگ به زمین گرم بخوری(خدا نکنهههه )
یه صبحانه برای خودم درست کردم خوردم هنوز خدمتکارای دیگه نیومده بودن فردا میومدن
خسته بودم ساعت کوک کردم و خوابیدم......
با صدای زنگ ساعت بلند شدم ساعت سه و نیم بود
تند تند آماده شدم و یه میکاپ ساده کردم ولی با کرمپودر زیاد
چون همه جام کبود بود
رفتم از اتاق بیرون .....
ادامه دارد......
شرایط پارت بعد
۲۸ تا لایک
۳۵تا کامنت
۱۰ تا بازنشر
ویو تهیونگ< صبح >
با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم
وایسا من تو اتاقم چیکار میکنم
دیشب چقدر به اون دوستای احمقم گفتم نمیخورم بسمه گوش نکردن
با ساعت نگاه کردم ساعت ۱۰ بود پس قهوم کو
نکنه خانم خواب موند
خواستم از رو تخت بلند شم که در اتاق باز شد
جیکسا اومد تو
+وای ارباب بیدارتون کردم
_نه.....آه سرم یه قرص برام بیار
+چشم
_وایسا اون قهوه رو بده من برو
+چشم
_آها....راستی دیشب چی شد
+هیچی مثل یه بچه ای که نیاز به مادر داره غر میزدین
_چییی؟
+تازه مجبورم کردین کل شب بغلتون کنم تا بخوابین
_چقدر تو پرو ای تو روم داری میگی اینارو
+خوب خودتون پرسیدین
_بجنب
+چیو بجنب
_عذرخواهی کن
+وا من چرا
_پس من باید عذرخواهی کنم
+آره
_اون وقت چرا؟
+چون مجبورم کردی بغلت کنم
_چه گوها تو بغلم کردی تو باید عذرخواهی کنی
+من این کارو باهات کردم ...دستم بشکنه (بغض فیک.ادای تهیونگ رو در میاره)
_الان این یعنی چی
+خودت دیشب برگشتی بهم گفتی
_هااااا
+خوب ارباب بخوابید براتون قرصتون رو بیارم
_هعی وایسا.....با تو ام
جیکسا رفت
تهیونگ کلافه دستش رو لای موهاش برد خیلی عصبی بود که جلوی اون دختر آبروش رفت
تو خیالات خودش بود که گوشیش زنگ خورد
_شیبال یعنی کدوم خریه
_بابا؟
_الو سلام جانم
آ.ک سلام پسرم خوبی
_مرسی جانم؟
آ.ک امشب یه مهمونی دارم توی عمارت میخوام تو هم بیای
_حتما پدر جان
آ.ک آها راستی جیکسا رو هم بیار
_چرا
آ.ک چون مامانش خیلی بی تابی میکنه میخواد دخترش رو ببینه
_هوفففف باشه
آ.ک پس میبینمت پسرم خداحافظ
_خداحافظ
_جیکسا.....جیکسااااااا جیکسااااااااا(داد)
+بله ارباب(داد)
_بیا اینجا تو اتاقم(داد)
+بله کاری داشتین
_آره امشب میخوام ببرمت پیش ننه بابات آماده شو ساعت پنج میریم
+ج...ج...جدی خیلی ممنونم
_حالا برو میخوام بخوابم
+چشم
ویو جیکسا
خیلی خوشحال بودم که براب چند ساعت از این عمارت مرموز خلاص میشم
وایساااااا
کبودی ها رو چیکار کنم خداااا
کیم تهیونگ به زمین گرم بخوری(خدا نکنهههه )
یه صبحانه برای خودم درست کردم خوردم هنوز خدمتکارای دیگه نیومده بودن فردا میومدن
خسته بودم ساعت کوک کردم و خوابیدم......
با صدای زنگ ساعت بلند شدم ساعت سه و نیم بود
تند تند آماده شدم و یه میکاپ ساده کردم ولی با کرمپودر زیاد
چون همه جام کبود بود
رفتم از اتاق بیرون .....
ادامه دارد......
شرایط پارت بعد
۲۸ تا لایک
۳۵تا کامنت
۱۰ تا بازنشر
- ۱.۳k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط