{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا نمی کشد مرا خدای چشمهای تو

#چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تو
میان آب و آتشم برای چشم‌های تو

قسم به ساحت غزل ، دقیقه ای هزار بار
دلم عجیب می کند هوای چشمهای تو

چقدر با ستاره ها به لحن ِ آب و آینه
شبانه حرف می زنم به جای چشم‌های تو

از آن شبی که دیدمت ، همان یکی دو قرن پیش
نشسته ام کنار دل ، به پای چشم‌های تو

سکوت گاه گاه تو ، مرا شکنجه می دهد
خدا کند که بشنوم صدای چشم‌های تو

اگر چه شرم می کنم بگویمت که شاعرم
ولی تمام این غزل ، فدای چشم‌های تو...
دیدگاه ها (۴)

#نوبهارست، بیا، تا قدحی نوش کنیمباشد این محنت ایام فراموش کن...

#شاهد مرگ غم‌انگیز بهارم، چه کنم؟ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه...

#پر طراوت بود اواما چه سود، که ما رامنزوی کرد در سکوت نگاه خ...

#تقدیم به همه‌ی مادران سرزمینم...

شوقی میان چشم، برای نگاه نیست وقتی که حرف آینه ها غیر آه نیس...

عاشقانه های شبنم برابهترین مادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط