دستانت بستری از پر که هنگام غلبهی خستگی بر آن پلک میبن

دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم ،
دستانت ذات شعرند در فُرم و معنا ...
بی دستانت نه شعر بود ، نه نثر ؛ نه چیزی که به آن ادبیات می‌گویند !

👤نزار قبانی

#Romantic_Time
دیدگاه ها (۱)

عمیقا دلم میخواد برگردم به اون روزایی که میرفتم خونه مادربزرگم و عصر پدربزرگم با یه پلاستیک پراز این خوشمزه‌ها میومد تو خونه ...❤️

بچه که بودم از عصرها بدم میومد .ناهارو که می‌خوردیم همه عادت...

یک بار پی ام بده ، صد بار می‌خونمش .یه ویس کوتاه بده ، تا اب...

💅 ایده‌ی دیزاین ناخن .💅

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط