صادقانه می‌گویم

صادقانه می‌گویم:

صادقانه می‌گویم:
من سالهاست از خودم دور افتادم...!
خودم را رها کردم، گم کردم،
تیشه به ریشه‌ی خودم زدم!
سالهاست منِ عزیزم را،
پرت کردم گوشه‌ای از زندگی و رویش خاک ریختم!
همان جایی از زندگی،
که جایش تنگ شده بود،
نفسش تنگ شده بود و
شانه‌های ظریفش،
تحمل حجم سنگین درد را نداشت!
اعتراف می‌کنم که سالهاست منِ عزیزِ ضعیفم را،
خاک کرده‌ام،
تا ریشه‌ی قوی‌تری از من جوانه بزند و
شاخه‌های قدرت از من سبز شود!

#نازیلا_زارع 🌱💛
دیدگاه ها (۲۷)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

Six

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پانزدهم: خط قرمزالارا به عکس خیره م...

پارت ۵۳

....پارت دهم.....

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط