{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

White Lotus | Part 12

White Lotus | Part 12

یک هفته بعد...

بالاخره روزی که همه منتظرش بودند، از راه رسید.

امروز قرار بود آهنگ مشترک جونگ‌کوک و کیم سوآ منتشر شود.

از ساعت شش صبح، شبکه‌های اجتماعی پر از شمارش معکوس بود.

طرفدارها از کشورهای مختلف منتظر بودند.

داخل کمپانی، همه با هیجان مشغول آماده کردن آخرین جزئیات بودند.

سوآ در اتاق استراحت نشسته بود و بی‌هدف به صفحه‌ی گوشی‌اش خیره شده بود.

در اتاق به‌آرامی باز شد.

جونگ‌کوک: «آماده‌ای؟»

سوآ سرش را بالا آورد.

سوآ: «راستش... نه.»

جونگ‌کوک با تعجب خندید.

جونگ‌کوک: «ملکه‌ی کی‌پاپ هم استرس می‌گیره؟»

سوآ لبخند زد.

سوآ: «وقتی یه پروژه برام مهم باشه... آره.»

جونگ‌کوک چند لحظه سکوت کرد.

بعد دستش را مشت کرد و جلوی سوآ گرفت.

جونگ‌کوک: «فایتینگ؟»

سوآ خندید و مشتش را آرام به مشت او زد.

سوآ: «فایتینگ.»

ساعت ۶ عصر...

آهنگ منتشر شد.

تنها چند دقیقه کافی بود تا تمام سایت‌های موسیقی از هجوم شنونده‌ها دچار اختلال شوند.

هشتگ #WhiteLotus در سراسر جهان ترند شد.

کامنت‌ها یکی پس از دیگری منتشر می‌شدند.

"شاهکار بود!"

"صدای این دوتا کنار هم فوق‌العاده‌ست."

"دوباره با هم همکاری کنید!"


داخل استودیو، همه با هیجان صفحه‌ی آمار را نگاه می‌کردند.

تهیه‌کننده: «تبریک! کمتر از یک ساعت... رتبه‌ی یک!»

صدای دست زدن همه‌ی اعضای تیم بلند شد.

سوآ نفس راحتی کشید.

جونگ‌کوک به سمتش آمد.

جونگ‌کوک: «گفتم که مردم دوستش دارن.»

سوآ لبخند زد.

سوآ: «حق با تو بود.»


شب...

برای جشن موفقیت آهنگ، تمام اعضای پروژه به یک رستوران دعوت شده بودند.

فضا پر از خنده و موسیقی بود.

یکی از اعضای گروه ناگهان بلند گفت:

کارمند: «بیاید یه بازی انجام بدیم!»

همه با ذوق موافقت کردند.

کارمند: «هر کسی باید از نفر سمت راستش یه تعریف واقعی بکنه.»

همه شروع کردند.

نوبت به جونگ‌کوک رسید.

نفر سمت راستش...

سوآ بود.

همه با هیجان منتظر ماندند.

جونگ‌کوک چند ثانیه به سوآ نگاه کرد.

بعد آرام گفت:

جونگ‌کوک: «قبل از اینکه با سوآ آشنا بشم، فقط موفقیت‌هاش رو می‌شناختم...»

سکوت کوتاهی برقرار شد.

جونگ‌کوک: «ولی حالا می‌دونم دلیل موفقیتش فقط استعدادش نیست... اون واقعاً آدم سخت‌کوشیه. هیچ‌وقت ندیدم از تمرین خسته بشه یا برای بهتر شدن تلاش نکنه... و فکر می‌کنم همین باعث شده امروز اینجا باشه.»

برای چند لحظه، سوآ چیزی نگفت.

این اولین بار بود که کسی، به‌جای ظاهر یا شهرتش، از تلاش‌هایش تعریف می‌کرد.

سوآ لبخند آرامی زد.

سوآ: «ممنون... این تعریف برام خیلی ارزش داشت.»

جونگ‌کوک فقط لبخند زد.

اما هیچ‌کدام متوجه نبودند...

چند میز آن‌طرف‌تر، خبرنگاری که برای پوشش جشن آمده بود، نگاهش بیشتر از غذا و مهمانی، روی آن دو نفر مانده بود...
شرایط سه پاره بعد :
۵۶ لایک
۳۰ کامنت
۱۰ بازنشر
دیدگاه ها (۴۱)

White Lotus | Part 13 دو روز بعد...قرار بود جونگ‌کوک و سوآ ب...

White Lotus | Part 14سوآ برای چند لحظه به صفحه‌ی تبلت خیره م...

White Lotus | Part 11 صبح روز بعد...ساعت ۹:۰۰ساختمان HYBE.جو...

White Lotus | Part 10صبح روز بعد...همه مثل همیشه مشغول تمرین...

White Lotus | Part 16همان شب...کنسرت پایان سال.پشت صحنه، همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط