{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رهایش کردم.

رهایش کردم.
بی‌آنکه برای آخرین بار در چشم‌هایش غرق شوم؛
دیگر هیچ چیز نمیتواند مرا از پا در آورد،
من تا آخرین نفس جنگیده‌ام و باخته‌ام.
دیدگاه ها (۰)

تو خورشیدم بودی ، بهار میخواستم چیکار بدونِ تو؟

وایبش خیلی خوبه

گفتن اگر اقیانوس زیبا باشد باید به درون ان رفتم گفتمش اگر اق...

یک روز بیشترازهمیشه کنارتم.

رهایش کردم..بی آن‌که برایِ آخرین بار در چشمانش غرق شوم.انگار...

من اورا دوست داشتم ولی او مرا نخواست من عاشق او بودم ولی او ...

من در جایگاه دنیویم شاید،بی سر پا به چشم شماحساب شوم،اما...ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط