{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اورا دوست داشتم ولی او مرا نخواست

من اورا دوست داشتم ولی او مرا نخواست
من عاشق او بودم ولی او تمام سعی خود را کرد تا بتواند مانند یک تکه یخ سرد باشد
قلبش از جنس فولاد و یخ زده بود
درد هایش همانند درد های من زیاد بود
چشم هایش.. آه چشمهایش..! او با چشم های خود مرا در خود غرق میکرد
زیبا بود.. ولی سرد بود
عشق ما..همانند این بود که به یک راه ختم میشد
کاش میتوانستم اورا بهتر بشناسم و بدانم که چرا مرا نخواست....
#دلنوشته #دلنوشته_های_من
دیدگاه ها (۰)

روزی روزگاری...

به قله ای رسیده ام که وقتی خود را در آینه نگاه میکنم از خود ...

برادر جان.. برادر من.. برادری که از خون یکدیگر نیستیم اما به...

موسیقی های غمگین برایم مانند زخمی است که بعد از ساعت ۱۲ بامد...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾ℓ𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:11وقتی ا/ت چشم‌هاشو باز کرد، ه...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 119✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط