نویسنده جئون جانگ می
p2
....
ویو ات
«دیشب از هیجان و خوشحالی و رویا پردازی دیر خوابیدم،صبح با صدای زنگ گوشی ام از جا پریدم و از تخت خوردم زمین دیدم کوکِ جواب دادم با صدای خواب الود»
ات: اخخ...بله!
جونگ کوک:توله صگ تو هنوز خوابی!!!!
ات: اخ...ها!...من! اره
باصدای خواب الور و در حالی که کمرش را از درد میمالد میگوید
جونگ کوک:بادست میزنه تو پیشونیش
مثلا امروز روز عروسیمونه انگار اشتیاقی نداری بهش بوزینه
ات:کمی میخنده و چشماش رو میمالد اوه کوک ببخشید دیشب از هیجان دیر خوابم برد الان میروم حموم بعد میرم آرایشگاه
جونگ کوک: احـ...باشه سریع تــــر من اماده ام
ویو ات
«سریع پا شدم رفتم حموم،کلی به بدنم رسیدم روتین مو و روتین پوستی کردم و موهام رو خشک کردم و...»
نظرت؟
انرژی بیدن چون واقعا حالم خوب نیست نمیتونم با ذهن باز این ها رو بنویسم
....
ویو ات
«دیشب از هیجان و خوشحالی و رویا پردازی دیر خوابیدم،صبح با صدای زنگ گوشی ام از جا پریدم و از تخت خوردم زمین دیدم کوکِ جواب دادم با صدای خواب الود»
ات: اخخ...بله!
جونگ کوک:توله صگ تو هنوز خوابی!!!!
ات: اخ...ها!...من! اره
باصدای خواب الور و در حالی که کمرش را از درد میمالد میگوید
جونگ کوک:بادست میزنه تو پیشونیش
مثلا امروز روز عروسیمونه انگار اشتیاقی نداری بهش بوزینه
ات:کمی میخنده و چشماش رو میمالد اوه کوک ببخشید دیشب از هیجان دیر خوابم برد الان میروم حموم بعد میرم آرایشگاه
جونگ کوک: احـ...باشه سریع تــــر من اماده ام
ویو ات
«سریع پا شدم رفتم حموم،کلی به بدنم رسیدم روتین مو و روتین پوستی کردم و موهام رو خشک کردم و...»
نظرت؟
انرژی بیدن چون واقعا حالم خوب نیست نمیتونم با ذهن باز این ها رو بنویسم
- ۴.۶k
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط