{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزارید خاله یکم براتون از خاطرات جنگ جهانی دوم بگه🦈✨

بزارید خاله یکم براتون از خاطرات جنگ جهانی دوم بگه🦈✨
خنده دیوثانه*
داستان برمیگرده بههه بههه ۹ سالگی من
که هیچ دوستی نداشتم
بغل دستیمم ی بنده خدایی بود به اسم نیلا بود که این خیلی از من بدش میومد بدون هیچ دلیلی
بعدش من با ی دختری به اسم مبینا دوست شدم
ولی ی عنی این وسط به اسم الینا بود که همش منو از مبینا دور میکرد
و این مبینا با پست سریش یعنی ارشیدا دعوا زیاد داشت
بعد ی مدت یهو دیدم صلح کردن و دوست شدن
خوب؟
خوب به جمالتون من که ادم حسودی نیستم👨🏿‍🦲✨(البته فقط تا اون موقع....)
و ارهخلاصه
بعد با ی دختری به اسم تیام اشنا شدم
و منو اینو مبینا دوست شدیم و قرار داشتیم تو اردو سه نفری بریم
رفتیم اردو
تا ی جاهایی خوش میگذشت ولی
ارشیدا همش مبینا رو میبرد ی جایی و میگفت"ما میخوایم حرف خصوصی بزنیم🗣"
فقط ی بارم نه
چند بار
اخرای اردو تیام دستمو گرفت و گفت بیا تا ابد خودمون دوست بمونیم
اون موقع من هنوزم مبینا رو دوست داشتم
تو تابستون تیامو تو ی مغازه دیدم خر ذوق سدم مثل گاو اینجوری بودم که"سلاممممم🗣"اونم فقط ی سلام کوچیک داد و همین
من تو تابستون فهمیدم که با مبینا تو ی کلاس نیستم و نشستم کلی گریه کردم و به مامانم التماس کردم که یکاری کنه که منو و مبینا با هم تو ی کلاس باشیم
صاف کردن گلو*
بعدش با ذوق رفتم کلاس چهارم دیدم ای جلل خالق
مبینا کلا از مدرسه رفته بود
چون ارشیدا ی چیزایی بهش گفته بود که اینا باهم برن شیراز درس بخونن
منم وقتی اینو فهمیدم سگ افسردگی شدم
اونقدر که معلمم به ننم گفته که رویا درسش خوبه و فلان ولی یکم گوشه گیره....
یکم؟؟؟؟
داداش من رسما لال شده بودم🥹💔
با اینکه این خاطره قضیه سه سال پیشه
مشکل اینکه من حتی تو تابستون برای خودمو مبینا ی جعبه درست کرده بودم و توش کاردستی گذاشته بودم
اسمشم جعبه رویا و مبینا بود
خنده تلخ*
جالبه همین دیروز اون جعبرو انداختم دور🤣....
دیدگاه ها (۴۲)

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

ویدیویی که من باهاش ارمی شدم😁خب اول فک میکردم داخل این ویدیو...

part3My beautiful vampireویو آت وقتی سرمو امردم بالا ی پسر ج...

آقا من زنده ام!

خودم فقط سرچ تو گوگل بود🤣«اسم اعضای بی تی اس»تو سن 12 سالگی😂...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

من عاشق یک مافیا شدم Part 3ات: ۲روز بهم وقت دادن... اگه ... ...

⠀⠀ ⠀⠀ ⠀ ⠀ 𝖩𝖾 𝗌𝗎ì𝗌 𝗅︎𝖺 𝖻︎𝖾𝖻︎𝖾𝗃︎𝖾⠀ ⠀ ⠀ ⠀⠀ ⠀ ⠀⠀⠀ 𓈒 ─ׂ─ׅ─ׂ─ׅ  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط