مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂
مافیای بی رحم من⛓️🩸🥂
#Part3
بردنمون تو خونه، مادر ناتنیم هم اوردن پایین، همه مون رو توی حال جمع کردن، حدود 10 تا بادیگارد دیگه هم اومدن تو خونه، همشون عضله دار بود، بی اعصاب و ترسناک بودن،
ناگهانی همشون کنار رفتن یه مرد قد بلند، عضله دار، ترسناک، دست راستش کلا تتو بود خلاصه شبیه مافیا ها بود،
رفت سمت پدرم چونه شو گرفت و گفت"
+جنس هام کجاست یا میگی کجاست یا زنت و دخترت رو میکشم!
دوتا از بادیگارد ها اسلحه رو گرفتن رو سر منو مادر ناتنیم،
_نه خواهش میکنم کاری به زنه و بچم نداشته باشین من نمیدونم اون جنس ها کجاست
+پس اون جنس ها کجاستتت؟؟؟
_من نمیدونم
یهو یه سیلی محکم زد به پدرم منم گفتم"
+خب کر نیستی ک میگه نمیدونم یعنی نمیدونه
یهو روشو به من کرد و گفت"
(ادامه دارد ...)
#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
#Part3
بردنمون تو خونه، مادر ناتنیم هم اوردن پایین، همه مون رو توی حال جمع کردن، حدود 10 تا بادیگارد دیگه هم اومدن تو خونه، همشون عضله دار بود، بی اعصاب و ترسناک بودن،
ناگهانی همشون کنار رفتن یه مرد قد بلند، عضله دار، ترسناک، دست راستش کلا تتو بود خلاصه شبیه مافیا ها بود،
رفت سمت پدرم چونه شو گرفت و گفت"
+جنس هام کجاست یا میگی کجاست یا زنت و دخترت رو میکشم!
دوتا از بادیگارد ها اسلحه رو گرفتن رو سر منو مادر ناتنیم،
_نه خواهش میکنم کاری به زنه و بچم نداشته باشین من نمیدونم اون جنس ها کجاست
+پس اون جنس ها کجاستتت؟؟؟
_من نمیدونم
یهو یه سیلی محکم زد به پدرم منم گفتم"
+خب کر نیستی ک میگه نمیدونم یعنی نمیدونه
یهو روشو به من کرد و گفت"
(ادامه دارد ...)
#جونگکوک #فیک #فیک_جونگکوک #رمان_مافیایی #فیک_مافیایی #بی_تی_اس #فیک_بی_تی_اس #رمان_عاشقانه #داستان_مافیایی #جونگکوک_لاور
- ۱۳۴
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط