{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو بر روی صخره‌، بی هراس رقصیدم ..

با تو بر روی صخره‌، بی هراس رقصیدم ..
و ترس را دروغگو خواندم ..
و گذاشتم انگشتان کشیده‌ی تو مرا به سمت مرز هولناکِ مرگ، هول دهند ..
و تنها صدای قهقهه‌‌ی شادیِ تو به گوش برسد ..
و من تنها لبخند زدن را به یاد آوردم و خود را مقصر مرگم دانستم .
دیدگاه ها (۰)

دل‌خوش بودم حداقل در این سرمای زمستان دستانت هستند؛ تا دستان...

کاش الان پیشم بودی داداشکاش بودی و می‌دیدی چقدر حالم بدهکاش ...

میخندی اوژنی

ابی من 💙

بر لبه‌ی صخر با تو به رقص برخاستمچونان پرنده‌ای که در بی‌پرو...

چند پارتی جیمین پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط