{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که محمد اومد خونه، رفت توی اتاق لباساش و بزاره توی

امروز که محمد اومد خونه، رفت توی اتاق لباساش و بزاره توی کمد، منم زود رفتم گوشه پذیرایی دو زانو نشستم، چهرم و وحشتناک کردم، بترسه
آقا، از اتاق اومد بیرون، زل زدم توی چشاش
زد زیر خنده، گفت:دختر، چرا این کارارو میکنی
و اینطور شد، که نقشم نگرفت و با چهره ای افسرده، صحنه رو ترک کردم😂😜👻
دیدگاه ها (۰)

َ🍄💌💖💝⛵🎉🌂👾🎀🍓🎂🧜‍♂️🍯💞🎁

⛵🎋💝💖🍓🎀💌🍄🌂👾

پسرم، از دبیرستان اومدما، ماکارونی داشتیمشما چی داشتید؟ مرغ؟...

سلامداشتم، کمد دیواری و مرتب میکردم، یه دفعه یه جعبه، تالاپ،...

بوسه مرگ "پارت ۱۵"ویو ا.ت چند دقیقه از رفتن جونگ‌کوک گذشته ب...

سکوت پیستPart:⁹⁷_هیش گریه نکن بچه من دیگه اونکارو باهات نمیک...

پارت شش که دیدم لینا توی فروشگاه هست داره لباس انتخاب می کنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط