رفت روی تخت و خوابید . غمش هم جای دیگری نداشت که برود ، کنارش دراز کشید !

دیدگاه ها (۳)

..🪦.. ترجمه‌پست🎬💚 از ظاهر تا باطن کیلومترها فاصله‌اس.

.☘️. -ولی کاش میشد در افکارم زندگی نمیکرد

•🐝🌻ترجمه‌پست من با صدای خنده هات تو ویسا شبا خوابم میبره؛

🎬Little Women -زنان کوچک

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۷کمی تکون خورد ولی جایش به حدی تنگ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۱۱۲(。☬⁠。⁠)⁩مین ...

تهیونگ گیج دستش را روی پیشانی اش کشید : مادر مین جی نیست سرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط