تنها چیزی که تو روز تولدم میتونست خوشحالم کنه دیدن رفیقم

تنها چیزی که تو روز تولدم میتونست خوشحالم کنه دیدن رفیقم بود...
خدایا اینقدر سخت بود؟
اینقدر نشدنی بود؟
باید اینجوری میخورد تو ذوقم؟
انصافه؟
من تمام تلاشمو میکنم تا لبخند بزنم سعیمو میکنم تا خوشحال باشم چرا بدتر میشه؟
حالم از تولدم بهم میخوره چون امروزه که بهم یاد آوری میشه چقدر تنهام
دوست داشتم رفیقم رو جلوی در خونمون با کادو ببینم فقط همین... چیز زیادی خواستم؟
این پیش کش حتی زنگ هم نزد فقط پیام معذرت خواهی داد
خدایا خودت از هم دیگه جدامون کردی اونو فرستادی یه شهر دیگه ولی اینقدر نامردی نکن یه ماهه ندیدمش دلم برای بغل هاش تنگ شده
خدایا یه فقط یه بغل دوست داشتم دوباره بوی عطرش رو خاطرم بمونه چیز غیر ممکنی نخواستم
من نمیخواستم مثل تولد پارسالم فقط گریه کنم اما دوباره این اتفاق افتاد
دوست دارم بخوابم و هیچ کار نکنم
قلبم درد میکنه
خستم
فقط میخوام این ماه بگذره...



ببخشید فقط میخواستم دلم خالی بشه...
تو فقط از روی نوشته هام رد شو خودم حالم خوب میشه:)
دیدگاه ها (۲)

امروز... 9 بهمن ساعت 00:05 دقیقه من به دنیا اومدمتولدم مبارک...

همونطور که میدونید هر سلامی یه خداحافظی دارههنوز داری میخونی...

خدایا امشب شب یلداست تو این شب ازت میخوام هرکی دلش تنگه واسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط