{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜💜

💜💜
در من دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت
به گمانم
همین بی آغوشی
او را خواهد کشت..
دیدگاه ها (۰)

💜💜و ای کاشدر یکی از همین شب هاکه دلتنگ مانده امتـــو نیزپشتِ...

یکی رو پیدا کنید که ، پایه دیوونهبازیتون باشه ، زندگی همینجو...

💜💜عاقبت دستانمان رو می شودبا شعرها ....مثلِ چشمانی که بعد از...

💜💜بهار توییباور کن!می شود به شانه اتتکیه داد وسبز شد!

عاشقانه های شبنم

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

🖤🥀رقیهٔ ایران... آرام قدم بگذار... ارباب حسین علیه‌السلام، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط