{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها ؛

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها ؛
عاقبت با قلم شرم نوشتند؛ نشد:))!
دیدگاه ها (۰)

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

دوس پسرم : 💗🛐🍻💯🗡️

به هرکه می‌نگرمهمچو غنچه دلتنگ استمگر نسیم در این گلستان نمی...

مثل سیگار روشنی که نه کشیدی و نه خاموشش کردی لای انگشتات باق...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

تو در من شبی جا ماند که هرگز صبح نشد 🥲متنش سنگین بود ❤️‍🩹🥲

. خواستم وصف تو را در غزلی جا بدهم واژه کم بود و قلم گفت محا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط