{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب حرف می زنم

من از شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
دیدگاه ها (۲)

شما افسرده ای یا عاقل؟به نظر من گاهی وقت ها آدم به یه سن و د...

از بس که خدا عاشق نقاشی بودهر لحظه به روی بوم یک چیز کشیدیکب...

🍁 آذرماه مبارک 🍁تولد #آذر ماهی های عزیز مبارک 🌹🍁بفرست واسه د...

الهی که دلتون همیشه جوون باشه..😍❤°°خیلی دوستتون داریم..✨😍°

شب در تاریکی بر شهر آبی سایه می اندازدسایه ای در طاقچه قلب م...

گاهی با خدا حرف می‌زنم بی‌هیچ واسطه‌ای نه برای طلب کردن فقط...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط