{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم!

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم!
بر سر سجده نه در شعر، دعایت کردم

با اجاره ز همه دست کشیدم امشب؛
و تورا از وسطِ جمع، سوایت کردم!

با اجازه ز تو و چَشم و لَبت می‌گویم
چه کنم؟ دستِ خودم نیست، هوایت کردم!

با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض؛
تو بزن بوسه بگو، باز دَوایت کردم!

با اجازه به خیالاتِ خودم می‌پیچم؛
مثلا بودی و این بار صدایت کردم

با اجازه ز شما و بی‌اجاره ز همه؛
بوسه بر شعــر زدم، باز دعایت کردم...
دیدگاه ها (۰)

مرا با روح مشتاق و دل ترسان خوددر آغوش بگیرتا آنچه را زمان و...

بی‌تاب شدن ، دم نزدن ، عادتم این است با خونِ جگر ساخته‌ام ؛ ...

🎂Happy Birthday:تولد "حمید صفت" عزیز رو به او و همه‌ی طرفدار...

منم همینم یه آدم مودی بی اعصاب وتلخ

سکوت پیستPart:⁴⁹بعد از رفتن اون دخترا جونگ کوک خیره شد بهم_ف...

My professor Part:62با شنیدن حرفم سر جاش وایساد ... صورتشو ک...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط