انتقام سخت p

انتقام سخت p2
از زبان ات
شک کردم ب تهیونگ سریع رفتم سوار ماشین شدم و. رفتم سمت خونه نامزد سابق تهیونگ یعنی یونا.
رسیدم و دیدم جلوی خونش ماشین پارک شده با عصبانیت رفتم. جلو در باز بود اروم. رفتم تو که دیدم تهیونگ یونارو از پشت بغل کرده و داره گردنشو میبوسه چون دختر مغرور و سرسختی بودم اروم رفتم جلو و به دیوار تکیه دادم و بهشون که غرق در عشق بازی بودن نگاه کردم که چشم یونا افتاد به اینه جلوییش و زود برگشت و و بهم نگاه کرد تهیونگ برگشت و با دیدن من ماتش برد که گفتم
+ام چرا قطع کردید ادامه بدید
_ات... من
+تو چی هان
_بزار توضیح بدم
+😏 خیانت کی توضیح داشت من نمیدونستم هر چی هم بگی بازم کاری که نباید میکردی رو کردی کیم تهیونگ
نیش خند زدم و از خونه خارج شدم رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم رفتم خونه چمدونمو برداشتم وسایل هامو برداشتم که تهیونگ داد زد
_داری چیکار میکنی
+کوری دارم میرم از اینجا
اومد جلو کیفو پرت کرد اون ور و گف
_کجا میخوای بری ات ببین اینجوری نمیشه بیا حرف بزنیم
+حرف بزنیم خب بگو حرفتو میشنوم
_بیا بشین یکم اروم شو بعد
+نه من راحتم دارم گوش میدم زود بگو ببینم چی میخوای بگی
_ات ببین من میدونم کار اشتباهی کردم ولی من دوست دارم لطفا از پیشم نرو
+تهیونگ اگه دوسمم داشته باشی بازم قلبمو شکستی
_ات معذرت میخوام
+فردا بگه های طلاقو میفرستم امضاشون کن
و از خونه زود زدم بیرون و. رفتم ب ی هتل... عصابم خیلی خورد بود که دیگه نتونستم تحمل کنم و گرفتم خابیدم......

پارت بعدی ۷تا لایک ۱۰تا کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

انتقام سختp3از زبان ات با شکم درد شدیدی بیدار شدم باید برم د...

استایل ات برای جلسه تو شرکت ته

انتقام سخت p1از زبان اتسلام من کیم ات هستم و همسر تهیونگم ۱س...

فیک جدید ✨نام فیک: انتقام سخت🔪🗿شخصیت های اصلی: ات و تهیونگشخ...

عشق مافیایی p۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط