{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز نمیدونم چم شده بود اصلا نفهمیدم

امروز نمیدونم چم شده بود، اصلا نفهمیدم
فقط فهمیدم دلم پر کشید !
یهو از تو قفس‍‍ه‌ سینم پر کشید و
اومد نشست کنار تو و دلبرت
انقدر نگاتون کرد، نگاتون کرد،
که دیگه نای برگشتن نداشت
پرنده شد و پر کشید و اومد نشست کف دستت نازش کردی، نمیدونستی که منم اگه میدونستی که نازش نمیکردی
مگه نه؟
کاش میشد همیشه دلم همونجا پیشت باشه حداقل اونجوری هوایی نمیشه که بخواد واسه همیشه از کار بیوفته!
دیدگاه ها (۸)

••اَلْحَمدُ اللهِ الَذے خَلَقَ الحُسيـــن (ع)••♥️️ #السلام_ع...

گاهی به گوش هایت حسادت میکنمکه صدای نفس هایت را میشنوند ...ب...

میخواهم حرف بزنم اما نمیتوانمتمام حرفهایم در چشمانم خلاصه شد...

♥️✨ السلام علیک، افتقدتُک جداً سلام بر تو که حقیقتا دلتنگِ ...

رمان:نفس در آغوش يك مافياpart۱۹# #🖋️پيش نويس: من عاشق رييسم ...

سناریو بلولاک

Danger of love Pt 9*به به. تهیونگ شی. چه خبر؟ =هیونگ. ازت کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط