وقتی که شانه هام

وقتی که شانه هايم

وقتی که شانه هايم
در زير بار حادثه می خواست بشکند
يک لحظه 
      از خيال پريشان من گذشت:
"بر شانه های تو..."
بر شانه های تو
می شد اگر سری بگذارم.

وين بغض درد را
از تنگنای سينه برآرم
              به های های
آن جان پناه مهر 
شايد که می توانست
از بار اين مصيبت سنگين
آسوده ام کند.

#فریدون_مشیری
#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه #عشقولانه #عشق_جان
#دلتنگی #دلبرانه #خاطرات #تاجیکی
دیدگاه ها (۰)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

عاشقانه های شبنم

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

007-پنهان در مه - پارت ۷۹

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

Thirteen

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط