{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+سلام جونگ‌کوکی بیا برات صبحانه درست کردم

+سلام جونگ‌کوکی بیا برات صبحانه درست کردم
_سلام؛ اوم الان میام
ات بازم قلبش شکست ولی تحمل کرد
ات و جونگکوک صبحانشون رو خوردن که ات گفت: جونگکوک میخوام برم خونه دوستم عیب نداره که؟
_برو به من چه
+اوهوم(ناراحت)
رفتم لباس پوشیدم و به آرایش ملایم کردم و راه افتادم سمت خونه دوستم ولی توی راه بهم زنگ زدن.
از بیمارستانی بود که گفته بودن حامله نمیشم.
جواب دادم: سلام آقای دکتر بفرمایید
*سلام خانم ات. خانم ببخشید ولی شما دقیقا چند وقته حامله‌ای و من برگه آزمایش شمارو با کسی دیگه اشتباه گرفتم
با تعجب و خوشحالی جواب دادم: یعنی الان من حاملم؟
*بله
+خیلی ممنونم خدانگهدار(ذوق)
رفتم سمت خونه و با ذوق وارد خونه شدم ولی با چیزی که دیدم قلبم وایساد. اون جونگکوک بود که داشت یه دختر رو می‌بوسید.
+جونگکوک داری چیکار میکنی؟ این کیه؟
_اولا این چیه؟؟‌ با همسرم درست حرف بزن دوما گورتو گم کن چون من زنی که حامله نمیشه رو نمیخوام
+هه مطمعن باش پشیمون میشی. رفتم سمت خونه‌ی مجردیم و کلی گریه کردم الان من با این بچه تو شکمم چیکار کنم؟
دیدگاه ها (۱۳)

dark love

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

My_idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط