پارت چهارم✨میان رنج ها✨
پارت چهارم✨میان رنج ها✨
رفت توی پذیرایی خیلی گشنش بود به بوی خوش مزه اومد نگا کرد دید کوک توی اشبز خونه داره غذا میپزه اروم وایساد و نگاش کرد رفت سمت کوک...
-عهه سلام بیدار شدی؟نکنه سرو صدای من بیدارت کرده؟
+نه بابا خودم بیدار شدم
-اوه...خوبه...اممم...بورو اون جا بشین الان غذا حاضر میشه از یخچال دو تا نوشابه و سس تند بردار بزار سرمیز اگه میشه ممنون😊(لبخند کیوت)
+باشه الان
ا/ت رفت در یخچالو باز کرد از اون تند ترین سس های دنیا رو داشت برداشت گذاشت سر میز نگا کرد دید به عالمه نوشابه کوکاکولا داره به دفعه یاد وی افتاد
خشکش زد کوک دیدش گفت
-عه چی شد؟
+وی حالش خوبه؟
-اره چیشده ؟؟
+هیچی
-اها باشه بیا شام بوخور
شام براش نودل درست کرده بود و ا/ت عاشق نودل بود
بعد شام🍽
+وای دستت درد نکنه...
-ممنون کاری نداشت...میای فیلم ببینیم؟
+اوکی
رفت توی پذیرایی خیلی گشنش بود به بوی خوش مزه اومد نگا کرد دید کوک توی اشبز خونه داره غذا میپزه اروم وایساد و نگاش کرد رفت سمت کوک...
-عهه سلام بیدار شدی؟نکنه سرو صدای من بیدارت کرده؟
+نه بابا خودم بیدار شدم
-اوه...خوبه...اممم...بورو اون جا بشین الان غذا حاضر میشه از یخچال دو تا نوشابه و سس تند بردار بزار سرمیز اگه میشه ممنون😊(لبخند کیوت)
+باشه الان
ا/ت رفت در یخچالو باز کرد از اون تند ترین سس های دنیا رو داشت برداشت گذاشت سر میز نگا کرد دید به عالمه نوشابه کوکاکولا داره به دفعه یاد وی افتاد
خشکش زد کوک دیدش گفت
-عه چی شد؟
+وی حالش خوبه؟
-اره چیشده ؟؟
+هیچی
-اها باشه بیا شام بوخور
شام براش نودل درست کرده بود و ا/ت عاشق نودل بود
بعد شام🍽
+وای دستت درد نکنه...
-ممنون کاری نداشت...میای فیلم ببینیم؟
+اوکی
- ۲۰۷
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط