عاشقانه های شبنم
داشتم کم کم به دریا می رسیدم جنگ شد
مثل بادی سمت صحرا می وزیدم جنگ شد
چشم هایش با خیالم همسخن می شد غزل
دست بر گیسوی نازش می کشیدم جنگ شد
حرف ها ی دلنوازی با الفبایی قشنگ
لابه لای قصه هایش می شنیدم جنگ شد
لحظه هایم طاقت چشم انتظاری را نداشت
با چه شوقی سمت خانه می دویدم جنگ شد
عکس زیبای تو را ای نازنینم داشتم
روی بوم بیستون ها می کشیدم جنگ شد
مثل بادی سمت صحرا می وزیدم جنگ شد
چشم هایش با خیالم همسخن می شد غزل
دست بر گیسوی نازش می کشیدم جنگ شد
حرف ها ی دلنوازی با الفبایی قشنگ
لابه لای قصه هایش می شنیدم جنگ شد
لحظه هایم طاقت چشم انتظاری را نداشت
با چه شوقی سمت خانه می دویدم جنگ شد
عکس زیبای تو را ای نازنینم داشتم
روی بوم بیستون ها می کشیدم جنگ شد
- ۳۵۲
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط