{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رد_خون_و_بوسه

#رد_خون_و_بوسه
21

-(آخر شب)(ساعت 12)

(زنگ در خورد)

یِنا:من باز میکنم...

(یِنا باز میکنه)

یِنا:این اینجا چیکار میکنه؟؟

تهیونگ:ممنون از خوش آمد گوییت(بغضی تو چشاش)

یِنا:همینم از سرت زیاده...(میره تو اتاقش)

کوک:اوفففف...

تهیونگ:(بغض)
فاک...فاککک...

شوگا:آروم....

میا:من برم باهاش حرف بزنم...(ناراحت)

تیارا:بیا بشین...

تهیونگ:برم بهتره(داشت میرفت)

کوک:نرو...بگیر بشین...نا امیدنشو...

سوهی:(پوزخند)

تهیونگ:(حرص)

-(اتاق یِنا)

میا:میتونم بیام داخل؟

میا:بفرما(اشکاش رو پاک میکنه)

میا:اووو یِنا حالت خوبه؟

یِنا:ارع چیزی نیست دستم خورد به اینه اینه افتاد شکست...چیز خاصی نیست...(🙂)

میا:چیشده؟

یِنا:چیزی نیست(بغض)

میا:بگو...

یِنا:من عاشقم...(بغضش ترکید)
ولی ولی اون....نمیشه....اون من و دوست نداره... (گریه)

میا:درکت میکنم...
مثل...منی...ولی...اون دوستت داره...
فقط نمیدونه چطوری ثابت کنه بهت...

یِنا:اوهوم...(بغض)
خسته شدم...دوست دا-(صدای تیر اندازی)

میا:(جیغ)

یِنا:(جیغ)

-(پایین)

تهیونگ:چی-(تیر اندازی)

(صدای جیغ میا و یِنا)

تهیونگ:یِنا...(داد)

شوگا:(میدوئه سمت اتاق یِنا)

-(بالا)

تهیونگ:(میره تو اتاق یِنا میبینه یِنا نشسته بلند شده و تفنگ دستشه و کنار پنجره هست...
میا هم نشسته کنار تخت و گوشش رو گرفته...

شوگا:میا دستم و بگیر بلند شو...

میا:(گریه)

شوگا:گریه نکن...اروم باش...
بیا بیا دنبالم...

میا:ب....باش...(ترس)

تهیونگ:یِنا مراقب باش...

یِنا:(به نگاه به تهیونگ میکنه)
همچنین...

یِنا:بنگ....بنگ....
لعنتی تیرم تموم شد...

-(پایین)

جینو:چیشده؟

کوک:تیراندازی شده...
مراقب باش...
بیا اینجا(دست جینو رو میگیره و میاره پیش خودش...)

جینو:تفنگ اضافه داری؟

کوک:ارع ولی نمیدم...بنگ...

جینو:شوخی ندارم بده...
منم میتونم...

کوک:اوف...برو تو آشپزخونه کابینت طبقه ی بالا بردار...

جینو:اوووففف باشش...

راوی:جینو میره تفنگ و بر میداره و یه دونه هم برا مینجی برمی‌داره میره سمت مینجی...

جینو:بگیرش...

مینجی:من....من نمیتونم...

جیمین:میتونی...فقط بگیرش...

مینجی:ا...اخه نهههه

میا:(گریه)

-(بعد 1 ساعت)

راوی:کل عمارت پر از شیشه خورده و خون شده بود...
استخر آب سفید و صاف شده بود استخر خون...
و تهیونگ و جیمین تیر خورده بودن...
تهیونگ همون جایی که تیر خورده بود یعنی کتفش...
جیمین هم پاش...

یِنا:خوبی!؟(استرس)

تهیونگ:عالیم(😂)(درد)

جینو:همون جای قبلی تیر خورده باز...

تهیونگ:هوم ارع...

جینو:به لارا بزنگم؟

یِنا:لارا؟
اگه میگی خواهرم خبر بدی بیاد نه نگو..(👌🏻☺️)

جینو:عام خواهرت؟

یِنا:ارع...

تهیونگ:ایی لعنتی چقدر میسوزه...

یِنا:عام وایسا...(ناخنش رو میکنه تو گوشتش)

تهیونگ:(درد زیاد)

جینو:عیوووو

یِنا:چیز دیگه ای اینجا داریم؟
تیر و بردارم؟

جینو:عام نه ولی خوب بریم بیمارستان...

همه به جز میا/مینجی/جینو/سوهی:نههه

جینو:اوکی اوکی...

تهیونگ:اوف درد دارم...

یِنا:دردت گرفت گازم بگیر(دستش رو میزاره جلوی دهنش..)

تهیونگ:نه...

یِنا:حرفم و گوش کن....

تهیونگ:(درد زیاد)(نفس عمیق)باش

یِنا:خوبه...
1
2
3

(دستش و میکنه تو گوشت تهیونگ تا تیر و در بیاره)
(تیر در میاره)
(تهیونگ هم درد شدیدی داشت ولی بخواطر اینکه یِنا آسیب نبینه گازش نمیگیره بخواطر همین زبونش و گاز میگیره و زبونش خون میاد)

تهیونگ:اوف(دهنش پر خون)

یِنا:تم-تهیونگ دهنت(نگران)

تهیونگ:ولش...

یِنا:گفتم گازم بگیر اوفففف...

تهیونگ:خوب اگه گازت میگرفتم دستت زخم میشد آسیب می‌دیدی...

یِنا:مهم نیست مهم الان خودتی(نگران)

تهیونگ:ولی تو برای من مهم تری...

یِنا:(بغض)

ادامه دارد🍷

شرایط :
40 تا لایک
5 تا فالو
30 تا کامنت

شرایط انجام شه 10 تا پارت میزارم قول میدم
دیدگاه ها (۴)

#رد_خون_و_بوسه20یِنا:کوک...نکن...خواهش می‌کنم...سادگی نکن......

اخ اخ اوفففف🤣🤓

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط