{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐


کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ رو در حال گربه ناله و درد میبینه.، کوک دستپاچه میشه و با نگرانی به سمت ته میره و کنار ته روی تختش میشینه،

کوک دستش رو به سمت دس های ته میبیره

کوک تکونش میده: ته ته تهیونگ بیدار شو

صدای تهیونگ بلند تر میشه و درد ناله هاش بیشتر،
با دستاش لباس کوک و دستاشو میگیره،

ناله میکنه : نه نرو من میترسمم

اینجوری منو تنها نذار خواهش میکنم

اونقدر با درد ناله میکنه که کوک ناخواسته ی
قطره اشکی از چشماش به روی گونه ته میوفته

صورت خودشو پاک میکنه دستش که به سمت ته میره

ته محکم از بازوش میگیره و فشار میده، اونم جوری که جونگکوک از درد چهرش ثانیه ای عوض میشه

ته: خواهش میکنم تنهام نزار

کوک اون رو تو آغوش میگیره

ته کمی آروم میشه ولی هنوز هم ناله میکنه و گریه میکنه

کوک اونو محکم نوی بغلش فشار میده که تهیونگ کم کم آروم میشه و تو همون حالت تا صبح میخوابن


شرایط پارت بعدی
25تا لایک و کامنت، 🥱🎶
دیدگاه ها (۳۴)

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟑پدر ته: تهیونگ مگ بهت هشتار ن...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟒در رو که باز کردم ، صدای نفس ...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏 جیهون میپرسه، چرا تو اون رو...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎....ادامه جیهون که اون صحنه ر...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐𝟒 کوک: فقط فقط چن لحظه تحملش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط