شندم ه چون قو زبا بمرد

♡🖤♡
_____________________________________
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كاين مرغ شيدا
 كجا عاشقي كرد ؛ آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بمیرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو دريا ي من بودي آغوش واكن 
كه ميخواهد اين قوي زيبا بميرد
دیدگاه ها (۴)

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

🌊💗آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب می‌...

🧡🦊🍁my voice

❤🌵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط