قلبم را شکافتند، به خونم سرود ظلم خواندند
قلبم را شکافتند، به خونم سرود ظلم خواندند
خود را حقگو خواندند، مرا گناهکار خواندند
حال که زنده شدم، سایهوار میرقصم
تا در دریای خون، دشمنان فریاد کنند و بسوزند
ای دریای تاریک، اشک و زخم را در خود بخوان
که هر که پا نهد، در هراس و درد نابود شود و نماند
قلم به خون آغشته، نغمهام ز هراس و انتقام
تا هر که به جانم زد، در سکوت مرگ آرام گیرد و نلرزد
(اثر زید)
خود را حقگو خواندند، مرا گناهکار خواندند
حال که زنده شدم، سایهوار میرقصم
تا در دریای خون، دشمنان فریاد کنند و بسوزند
ای دریای تاریک، اشک و زخم را در خود بخوان
که هر که پا نهد، در هراس و درد نابود شود و نماند
قلم به خون آغشته، نغمهام ز هراس و انتقام
تا هر که به جانم زد، در سکوت مرگ آرام گیرد و نلرزد
(اثر زید)
- ۷.۶k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط