{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم را شکافتند، به خونم سرود ظلم خواندند

قلبم را شکافتند، به خونم سرود ظلم خواندند
خود را حق‌گو خواندند، مرا گناهکار خواندند
حال که زنده شدم، سایه‌وار می‌رقصم
تا در دریای خون، دشمنان فریاد کنند و بسوزند

ای دریای تاریک، اشک و زخم را در خود بخوان
که هر که پا نهد، در هراس و درد نابود شود و نماند

قلم به خون آغشته، نغمه‌ام ز هراس و انتقام
تا هر که به جانم زد، در سکوت مرگ آرام گیرد و نلرزد

(اثر زید)
دیدگاه ها (۱)

ناگهان کور شد لیلی، دل ساکت و پر از غمبه گوشش رسید نغمه، ز ش...

تمام احساساتم را گم کرده‌املب‌هایم را به گوشت دوخته‌ام، خندی...

بیلاخ👍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط