پارت فیک عشق مافیا
پارت ۱۰ فیک عشق مافیا
و ات پرید بغل کوک و لباشو سطحی بوسید
ات : ممنونم
کوک : خواهش میکنم عزیزم
ات : خیلی خوشحالم که دارم باتو ازدواج میکنم
کوک: منم عشقم
ات : بایی
کوک : بایی ( خنده )
( ویو ات )
لباسام رو عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم و پیش خودم گفتم وایی بلاخره
تق تق تق تق ( زنگ در )
ات : اومدم
پست : سلام خانم چاگیا
ات : بله
پست این لباس از طرف اقای جعون جونکوک هست
ات : بله میدونم
پست : اینجارو امضا کنید
ات : باشه
امضا کرد
ات : ممنون
وایی این همون لباسه ( بازش کرد)
وایی چقدر خوشگله
پرش زمانی
رفتیم محزر و عقد کردیم و جونکوک پیشونیم رو بوسید
۲ سال بعد ات و کوک ازدواج کردن و دوتا بچه دارن تها و تهیون و یه خوانواده ۴ نفره شکیل دادن
پایانننن
نظر بدید
خیلی بد تموم شد میدونم ولی چهارشنبه رمان جدید شروع میشه ❤️🥺
و ات پرید بغل کوک و لباشو سطحی بوسید
ات : ممنونم
کوک : خواهش میکنم عزیزم
ات : خیلی خوشحالم که دارم باتو ازدواج میکنم
کوک: منم عشقم
ات : بایی
کوک : بایی ( خنده )
( ویو ات )
لباسام رو عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم و پیش خودم گفتم وایی بلاخره
تق تق تق تق ( زنگ در )
ات : اومدم
پست : سلام خانم چاگیا
ات : بله
پست این لباس از طرف اقای جعون جونکوک هست
ات : بله میدونم
پست : اینجارو امضا کنید
ات : باشه
امضا کرد
ات : ممنون
وایی این همون لباسه ( بازش کرد)
وایی چقدر خوشگله
پرش زمانی
رفتیم محزر و عقد کردیم و جونکوک پیشونیم رو بوسید
۲ سال بعد ات و کوک ازدواج کردن و دوتا بچه دارن تها و تهیون و یه خوانواده ۴ نفره شکیل دادن
پایانننن
نظر بدید
خیلی بد تموم شد میدونم ولی چهارشنبه رمان جدید شروع میشه ❤️🥺
- ۱۱.۷k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط