{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔جفا💔

هیچ کس آنچه که او با دل من کرد نکرد
هیچ رحمی به دل ساده ی این مرد نکرد

باد خاک قدمش را به کجاها که نبرد
چه علف ها که غم آمدنش زرد نکرد

بوی پیراهن او با دل من کاری کرد
که زلیخا سند بندگی آورد نکرد

خواستم لب بگشاید به سخن چون گل صبح
رخ بر افروخت و ابروش کمان کرد نکرد

دست در گیسویش انداختم این فن قدیم
چاره ی این دل درمانده ی پر درد نکرد

نفس سرد زمستان و شب طوفان هم
عطش بوسه ی او بر لب من سرد نکرد
دیدگاه ها (۰)

⛈️⛈️شعر باران⛈️⛈️

من همان عاشق دلخسته تو

دنیای نامردیست

می نویسم همه آنچه به من دادی را

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۴جیمین با پیاده شدن از ماشین به آرام...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط