{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خود منهههههه

خود منهههههه
من و دوستم یه روز با ماشین رفتیم بیرون هر دقیقه یه پسر با شماره
خیلی رو مخ بود
حالا پیاده رفتیم پارک (کاش نرفته بودیم) خلاصه یه پسر اومد گفت مشت بزن
خلاصه یه ساعت دنبالمون کرد و ما دیگه مجبور شدیم برگردیم مشت بزنیم و مشت زدیم به نظرامون تو تو دستش بود؟؟
🙃🙂💔😓
ک.ا.ن.د.و.م
😓 یه جوری سیلی زدم بهش که دوستانی پسره غش کردن از خنده دوستمم دستمو گرفت فرار کردیم
قصه ی ما به سر رسید
کلاغه به خونش نرسید
دیدگاه ها (۳)

معلم ریاضی ما هم با 🖕عدد ها و.... رو نشون میده رو تخته 😅حالا...

بپرسین تولوخدا🙂

از هشت سالگیم کل این عادت های اعصابم شروع شد اولش ناخن جویید...

سازنده این کلیپو زنده میخوام😂😂

#قمار_سرنوشت پارت³²اول رفتیم پاساژ یه دوری زدیم و یه چيزی خو...

اعتراض کرده بودید چرا همش از یویی آرت میزنیبیایید اینم میکوت...

عشق در تاریکی پارت9._ بریم؟+ اهم و جلو تر از من حرکت کرد وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط