{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر سؤال کردم چه سؤال نابجایی

من اگر سؤال کردم چه سؤال نابجایی
تو اگر سکوت کردی چه جواب دلربایی

به زبان بی‌زبانی به تو گفتم و نگفتم
که چقدر بی‌قرارم که چقدر بی‌وفایی

چو به من به خنده گفتی که همیشگی‌ست عشقت
به خودم به گریه گفتم چه دروغ آشنایی

ز وفا مگر چه گفتم که نگفته ابروان را
گرهی زدی که پیداست دگر نمی‌گشایی

تو قرار شد بیایی به مزار من پس از من
قدمت به دیده اما به خدا اگر بیایی

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۲)

خفته خبر ندارد سر بر کنار جانانکاین شب دراز باشد بر چشم پاسب...

تونیستیاما من برایت چای میریزمدیروز هم نبودیکه برایت بلیط سی...

دنیا جای عجیبی است!راست میگفت مادر که هرچه داده یکی یکی پس م...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گوشت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط