زن اردیبهشتی زنیست که در ذاتش بهار جریان دارد
زن اردیبهشتی، زنیست که در ذاتش بهار جریان دارد.
آرام و صبور مثل نسیم صبحگاهیِ باغهای اردیبهشت،
و در عین حال قدرتمند، مثل ریشهی درختی که هیچ بادی نمیلرزاندش.
عاشق طبیعت است، چون خودش از جنس آن است؛
بوی گلهای بنفشه را میفهمد، با صدای پرندهها لبخند میزند،
و وقتی زمین خیس از باران را لمس میکند، انگار به آرامش جاودانهاش رسیده است.
زن اردیبهشتی را نمیتوان در قفس روزمرگیها نگه داشت؛
او آزاد است مثل نسیمی که از دل دشت میگذرد،
و هرجا پا بگذارد، زندگی را با خود میبرد.
در عشق، وفادار و عمیق است، اما ساده تسخیر نمیشود.
قلبش را فقط کسی میفهمد که طبیعت را بفهمد
کسی که بداند عشق یعنی ریشه دادن، نه تملک کردن.
او زنیست از جنس نور و خاک، از رنگ و باران،
و جهان بدون زنان اردیبهشتی، بهاری کمجان خواهد بود.
آرام و صبور مثل نسیم صبحگاهیِ باغهای اردیبهشت،
و در عین حال قدرتمند، مثل ریشهی درختی که هیچ بادی نمیلرزاندش.
عاشق طبیعت است، چون خودش از جنس آن است؛
بوی گلهای بنفشه را میفهمد، با صدای پرندهها لبخند میزند،
و وقتی زمین خیس از باران را لمس میکند، انگار به آرامش جاودانهاش رسیده است.
زن اردیبهشتی را نمیتوان در قفس روزمرگیها نگه داشت؛
او آزاد است مثل نسیمی که از دل دشت میگذرد،
و هرجا پا بگذارد، زندگی را با خود میبرد.
در عشق، وفادار و عمیق است، اما ساده تسخیر نمیشود.
قلبش را فقط کسی میفهمد که طبیعت را بفهمد
کسی که بداند عشق یعنی ریشه دادن، نه تملک کردن.
او زنیست از جنس نور و خاک، از رنگ و باران،
و جهان بدون زنان اردیبهشتی، بهاری کمجان خواهد بود.
- ۱۰۰
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط