{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم پرمیکشه برای واسه اون وقتهایی که

*دلم پرمیکشه برای واسه اون وقتهایی که
مامان ساعت سه صبح صدامون میکرد
هول هولکی سفره میچید*
دونه دونه لامپ همسایه ها روشن میشد
صدای دعای سحر هم از دور میومد
طوری که انگار غم و‌غصه ای نبود… 🥺

خاطرات دیروز
ble.ir/join/9PNeDGYENL
دیدگاه ها (۰)

سلام کن

و باز هم نجات از خودکشی با زندگی پس از زندگیپی نوشت:خدا را س...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁴..زنگ تفریح که خورد معلم تکالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط