حال عجیبی دارم انگار وسط یه اقیانوس خیلی بزرگ گیر کردم

حال عجیبی دارم، انگار وسط یه اقیانوس خیلی بزرگ گیر کردم، اینقدر بزرگ که سر و تهش هیچ خشکی ای وجود نداره، صبح تا شب الکی دست و پا میزنم ولی به هیچی نمیرسم، بازم همون اقیانوسه، بازم ابه، بازم خیسم، حس میکنم هرچی دستو پا میزنم این اقیانوسه بزرگتر میشه، این وسط یکی سوار قایق میاد از کنارم رد میشه و بهم میگه نگران نباش، درست میشه، هیچ وقت نا امید نشو و به تلاشت ادامه بده،م به چی امید داشته باشم؟
به اینکه کل اب این اقیانوس بخار بشه و من بیوفتم تو خشکی؟ یا اینکه یکی مثل تو دستمو میگیره و وارد قایقش میکنه؟
گرچه احتمال اولی خیلی بیشتره.
دیدگاه ها (۱)

حتی مامانتم اندازه ی من دوست نداشت

مه حالم خراوه خراوه حالم

چی بگم والافقط میشه گفت دلم تنگ شده ۲ سال و ۶ ماهه ناپدید شد...

باز ریندودلارودیونه کرده رانم موهاشوعروسکی شونه کرده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط