عاشقانه های شبنم
من دلم دیگر برای این همه غم ، جا ندارد
بیخ گوشم خنده ای از دلخوشی نجوا ندارد
تکه های زخمی اش با اشک چشمانم زدم بند
خسته ام یارب ! برایم زندگی معنا ندارد
می کشم بر دوش خود سنگینیِ بار غمم را ؛
شانه ام هم طاقتش کم گشته اصلا نا ندارد
بارها بر سر شده خاک عزیزانم خدایا ؛
سیرم از این نیمه جانم ارزشی دنیا ندارد
بیخ گوشم خنده ای از دلخوشی نجوا ندارد
تکه های زخمی اش با اشک چشمانم زدم بند
خسته ام یارب ! برایم زندگی معنا ندارد
می کشم بر دوش خود سنگینیِ بار غمم را ؛
شانه ام هم طاقتش کم گشته اصلا نا ندارد
بارها بر سر شده خاک عزیزانم خدایا ؛
سیرم از این نیمه جانم ارزشی دنیا ندارد
- ۶۰۸
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط