{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا انگشتانت در انگشتان ِ دستم گره نخورَد هرگز راز خفته در

تا انگشتانت در انگشتان ِ دستم گره نخورَد هرگز راز خفته در سکوت ِ نگاهم را نخواهی دانست
دستت را به من بده
تا با حس گرمای وجودم 
عشق ِ نهفته در احساسم را لمس کنی
که نجوایی دلخواه تر از نجوای ِ میان دستانمان نیست ؛؛
گاهی عشق را نه میتوان نوشت نه میتوان دید
عشق را باید لمس کرد تا به اوج دوست داشتن رسید ...
دیدگاه ها (۰)

ظهرتون پرنشـــاط بـهترین ظهر بخیر رادرقشنگترین ڪادوی آرزو پی...

❤️❤️

اشکها رد پای آه اند که بر گونه می لغزند آهی که از اعماق سینه...

یہ مدل دوسِت دارم هست ڪہ گفتہ نمیشہ، فهمیدہ میشهبهش میگن دو...

*****پارت ۱۳: سکونِ جادویی در قلبِ آشوب**تالار سلطنتی دیگر ی...

^فیک جونگکوک^(پارت۸۹)

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط