{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلیسآقای کیم تهیونگ

𝒑𝒂𝒓𝒕:4
پلیس:آقای کیم تهیونگ؟
تهیونگ: اب دهنمو قورت دادمو گفتم: بله خودم هستم
پلیس: شما به جرم قتل ۴۴ نفر آدم ،،قاچاق مواد مخدر.... بازداشت هستید هر حرفی دارید میتونید در دادگاه بزنید
تهیونگ: اون دختره‌ی عوضی اینارو گفته نههه میدونستم به هرز‌..ه‌ی مثل اون نباید اعتماد کرد
پلیس: بش دستبند بزنید
تهیونگ: ولممم کنید من کاریی نکرددممم من بی گناهممم
پلیس: تقلا کردن فایده‌ای نداره آقای کیم ،،ببریدش توی ماشین.


ویو ا/ت
داشتم تلویزیون نگا میکردمو همینطوری زدم شبکه‌ی اخبار و با چیزی که دیدم برق از سرم رفت اون تهیونگ بود اونو گرفته بودنش ولی من که چیزی به هیچکس نگفتم شروع کردم به فکر کردن که با حرفایه خبرنگاره به خودم اومدم
خبرنگار: آقای کیم تهیونگ بزرگترین مافیایه کره‌ی‌‌جنوی، که باعث قتل ۴۴ نفر و قاچاق مواد مخدر،،که ۱۰ ساله تهد تعقیب هستن امروز دستگیر شدند. یک شاهد با کلی مدرک چند روزهه پیش به اداره پلیس رفتند و همه چیز شهادت دادند و با تحقیقات پلیس« حرفا و مدارک اون شخص اثبات شد و سریعا آقای کیم رو دستگیر کردند اون شخص درخواست کردن هیچ اطلاعاتی ازشون نگیم با تشکر از مردم گرامی خدا نگهدار.»

ا/ت: یعنی کی‌‌ می‌تونه باشه ،،اخییی پسرک طفلکی الان یعنی چه حکمی براش میبرن با اون کارایی اون کرده قطعا اعدامش میکنن ،،وایی نه گناه دارهههه وایسا ببینم اصلا بمنچه اصلا حقش بوده این همه آدم کشته والا بخدا بمیره هم چه بهتر»

ویو تهیونگ:
چون جرمم اثبات شده بود. چند روزه میبرنم دادگاه که باید بهم حکم بدن ولی باید هرچه سریعتر از این خراب شده برم بیرون هرچقدر طول بشکه مهم نیست باید یجوری از اینجا خلاص بشم ،،هه بزار بیام بیرون خانم ا/ت کاری میکنم توهم مثل اوناییی که کشتم بری زیر خاک‌»

ویوا/ت
امروز کنسرت دارم که حدود ۱ساعتو نیمه دیگست
میکاپ ارتیستم داشت میکاپم میکرد منم همش افکارم درگیر تهیونگ بود حالا کاری به دیوونه بودنش ندارم ولی خیلیی جذابه قیافش،،،وایسا ببینم من چم شده چرا دارم به اون فکر میکنم اصلا خیلیی هم زشتهه داشتم با خودم حرف میزدم که که یهو با صدای میکاپ ارتیستم به خودم اومدم
م،پ: خانم ،خانم
ا/ت: هان چیه چیشده
م،پ: خانم کنسرت الان شروع میشه باید برین پیش بقیه اعضا
ا/ت: آهان اوکی باش
ادامه دارد....

لایو فالو کن تا کلی بهم انرژی بدی 🎀❤️✨.
دیدگاه ها (۰)

𝒑𝒂𝒓𝒕:5ا/ت: کنسرت تموم شد خواستم برم خونه که اعضا بزور بردنم ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:6رزی: عاشقششش شدییییی ا/ت: چی نبابا سوجین : با این حرفت...

𝒑𝒂𝒓𝒕:3ا/ت: سوار ماشین شدمو آدرس خونمو‌ به راننده دادمو منو ب...

https://wisgoon.com/classic_mood1فالوشه✨

love Between the Tides: آخرسه روز پیش تهیونگ: چشمات رو ببند ...

رسیدن بیمارستان تیهونگ: کوک اروم باشکوک: باید میدونستم مامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط