داستان ماهم به سر رسید

داستان ماهم به سر رسید....

داستان ماهم به سر رسید....
درد اونجاست که هنوز میخوایش
اون فک میکنه برای من کم بوده ولی من ولش کردم چون میدونستم نمیتونم خوشبختش کنم
اگه فقط یه بار دیگه میشد بهش پیام داد بهش میگفتم
ولی درد بیشتر اینه من بهش پیام میدم و زنگ میزنم ولی اون هیچی از پیامای من و نمیخونه و نمیبینه فک میکنه فراموشش کردم ولی عشق به همین راحتیا تموم نمیشه........
دیدگاه ها (۱)

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

بیا پایینعاقا منم اومدم ی بخشی از دراما خودم رو تعریف کنمعاق...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

My lovely neighbor part : 64

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط