سالها بعد رفتنت

سال‌ها بعدِ رفتنت
هربار که از پنجره به کوچه نگاه می کنم
برایم دست تکان می دهی
با چمدانی که
همه چیز را بُرد
حتی همین کوچه را،
همین پنجره را،
چشم هایم را،
ادامه ی این شعر را...
دیدگاه ها (۴)

گران باش !!گاهی برای خودت هم خط و نشان بکش ...رژیمِ ارزشمندی...

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

ما تقصیر نداشتیمما فقط کمی زیادی دوستشان داشتیمآنقدر بزرگشان...

عجب آدمهای شدیم!!!!وقتی هوا تو هم میره،ابری میشه یا بارون م...

وقتی آدم ها از چشم چراغ را می دزدند؛ از عشق نگاه را واز کوچه...

یکی دوتا کافی نیست !!چشم در مقابل چشم , و حتی ونزوئلا هم بای...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر مهم ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط