{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : زندگی شخصی

Part۵
# خوشگلای من قبل از شروع می‌خوام سن ا. ت و دوستاش و تغییر بدم ...
ا. ت : ۲۰ سال
هانول : ۱۹ سال
دایون : ۲۰ سال
یونا : ۲۰ سال
حالا چرا چون اینا با بیست و هشت سال سن که نمی تونن برن دانشگاه #
ادامه
فلش بک به فردای اون روز
ا. ت ویو
دیشب یونا و دایون پیش من موندن چون تا به خودمون اومدم دوازده شب بود
...
از خواب بلند شدم رفتم طرف دست شویی و کارای لازمه رو انجام دادم
بعدش اومدم موهامو بالا بستم # موهامو صاف میکنم سر همون شما صاف حساب کنین #
یه تینت زدم رفتم بچه ها رو بیدار کنم بریم کافه صبحونه بخوریم چون حوصله ی درست کردن صبحونه نداشتم
...
+ دایوننننن
+ یونااا
ـ چته بی فانوسسسس
/ بناللل
+ پاشین بریم صبحونه بخوریم
ـ نمی خواممم
+ حتی اگه بخوام ببرمتون کافه ؟
/ـ الان آماده میشم
اینا رفتن آماده شن منم که آماده بودم
باورم نمی شد دایون حتی در حال حاضر شدنم با شوگا چت میکرد
دختره ی شوهر ذلیل # الان خانم مین میاد جرم میده #
خلاصه بگذریم
منم رفتم تو گوشی که یهو دیدم دایون به شوگا گفت توعم رفیقاتو بردار بیا
+ دایوننننن (‌ عربده )
ـ چتههه
+ الان کی رو دعوت کردی
ـ شوگا و رفیقاش
+ خوب کاری کردی عزیزم
ـ بدبخت هول
+ خوشبخت چشم پاک
ـ ایشش
/ دایون اگه اماده ای بریم
ـ بریم
فلش بک وقتی رسیدن کافه
ـ سلاممم عشقم # خداوکیلی اینجوری حرف نمیزنه مجبورم .. جرم نده صلوات #
+ خاک بر سرش
+ هوییی یونا با توعم
/ هوم ؟ جان ؟ آهان اره خاک بر سرش
+ از دست شماها
/ بیا بریم تو
+ پیش خودم می‌شینی هااا # الان فقط شوگا و کوک و ته اومدن #
/ باشه بابا
از زبان نویسنده: اینا وارد شدن یونا و ا. ت و دایون پیش هم نشستن کوک و ته و شوگا هم پیش هم
که یهو دایون گفت
ـ ام شوگا نظر رفیقات راجب به رفیقای من چیه
شوگا : چرا از خودشون نمی پرسی
(‌کوک و ته دارن میخندن )
( ا. ت و یوناعم قرمز شدن )
+ دایون و یونا باید برم دست شویی
/ـ ماهم میایم
+ به کی نه ببخشید بیاین
+ دایون مغز خر خوردیییییییییی
ـ چیه مگه خودت گفتی
+‌ خودم گفتم جلو خودشون بگییی
ـ چبدونم حالا که گفتم تموم شد
/ بچه ها صبحونه رو میخوریم بعدم فرار اوکی
+ کار دیگه ای هم مگه میتونیم بکنیم
/ نه
+ پس گه نخور
ـ بسه دیگه نگران میشن بریم
+ هوففف باشه
از زبان نویسنده: اینا رفتن نشستن که دوباره دایون گفت
ـ خب قرار شد از خودتون بپرسم که ا. ت یدونه محکممم میزنع به پای دایون
ـ اخخخ چته وحشی ( آروم )
+ این بحث کثیف و تموم کن
ـ باشه بابا
ـ خوب دیگه قرار نیست بپرسم
کوک : خانم ا. ت چی گفتی که منصرف شد
+ تو اسم من و از کجا می‌دونی
کوک : شنیدم
+ آهان ، راجب به سوالت فک نمی کنم به تو مربوط بشه
( این دفعه دایون میزنه به پای ا. ت )
+ اخخخ ( بلند )
کوک : چی شد خوبی ؟؟
+ اره ( حرصی )
+ چتههه (‌ آروم )
ـ دیدی خودت پا نمیدی درست صحبت کن
+ هوففف باشه
/ بچه ها فقط غذا بخوریم بریم
+ اگه دایون جان بزارن چشم
ـ ببخشید آقای جونکوک‌ میشه شما بیاین پیش ا. ت بشینین من برم پیش شوگا
+ ( چشم غره )
+‌ یونا من گفتم تهیونگ این چرا جونکوک‌ و آورد بغل من
/ از خودش بپرس ( خنده )
+ 😒😮‍💨
از زبان نویسنده: جونکوک اومد پیش ا. ت نشست و غذاشون و خوردن تموم شد رفتن
+ دایون و یونا فردا اولین روز دانشگاهه خوشگل کنین بیاین
ـ / باشه
....

ادمین: خب بچه ها یه جورایی فیک میخواد تموم شه ولی فعلا تموم نمیشه پس لذت ببرید 😂🎀


دوستون دارم 💞



گزارش نکن مسلمون 😂💔
دیدگاه ها (۲۰)

@Raha-2026

قشنگای من برای فیک نظر خودتون و میخوام من میخواستم تقریبا دا...

دوست دارم زندگیم:)

فیک : زندگی شخصی

فیک : زندگی شخصی

فیک : زندگی شخصی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط