{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نزدیک تر که شد،چند ضربه‌‌ی آرومی نثار سینه‌ی

نزدیک تر که شد،چند ضربه‌‌ی آرومی نثار سینه‌ی
گرمش کرد.
خم شد و رو به قلبی که بیقرار به اون سینه‌
میکوبید،زمزمه کرد:
از این "بی‌خانمان"،سلام به تو،"خونه‌"ی آرزو شده‌ و
محالِ من،که هیچوقت پذیرای حضورِ دلباخته‌ی من
نبودی؛
بهم بگو..هنوزم من اون دوست نداشته‌ شده‌ترینِ
توام،مگه نه؟
دیدگاه ها (۱.۲k)

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p26 جونگکوک تک خنده ای کرد...

موضوع: شیپ دراکن و مایکی(اگه دوست ندارید نخونید در حد بوسه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط