{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نزدیک تر که شد،چند ضربه‌‌ی آرومی نثار سینه‌ی

نزدیک تر که شد،چند ضربه‌‌ی آرومی نثار سینه‌ی
گرمش کرد.
خم شد و رو به قلبی که بیقرار به اون سینه‌
میکوبید،زمزمه کرد:
از این "بی‌خانمان"،سلام به تو،"خونه‌"ی آرزو شده‌ و
محالِ من،که هیچوقت پذیرای حضورِ دلباخته‌ی من
نبودی؛
بهم بگو..هنوزم من اون دوست نداشته‌ شده‌ترینِ
توام،مگه نه؟
دیدگاه ها (۷)

اون عاشق عشق های بدون لمس و تن به تن شدنه

پارت ۶ عشق و اشکویو هیون وای این دختر داره دیونم میکنه خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط